• دانلود کتابهای الکترونیک مختلف و متنوع با کمترین حجم ممکن
  • قرار گرفتن کتابها در سرور اختصاصی پارس بوک با لینک مستقیم
  • امکان ارسال لینک کتابهای جدید به ایمیل شخصی شما
  • رکورددار تعداد اعضا با بیش از 170 هزار عضو فعال
  • به روز رسانی مداوم سایت با کتابهای جدید ( هر روز یک کتاب جدید )

دانلود کتاب به گامی برای موفقیت

تاریخ : ۱۱ آبان ۱۳۹۶

توضیحات :   ترس از تغییرات همواره مانع از پیشرفت انسان شده است. حتماً شما این جمله معروف را شنیده اید “اگر نمی ترسیدی چه می‌کردی؟” که اغلب اینگونه به این سوال پاسخ می‌دهند «به جلو حرکت می‌کردم (به سوی موفقیت)». به همین دلیل است که عده اندکی به دلیل اختراع و یا کشف چیزی و یا موفقیت در کاری معروف شده اند. شجاعت، جسارت و پشتکار آن‌ها، باعث شد تا به موفقیت دست یابند نه نام‌شان و یا موقعیت اجتماعی‌شان. آن‌ها به موقع تغییرات را پذیرفتند و هرگز از شکست نترسیدند. روزی با دوستم در مورد پشتکار و موفقیت در کار صحبت می‌کردیم من از ادیسون گفتم. به او گفتم: «ادیسون دوهزار نوع فلز و آلیاژ را مورد آزمایش قرار داد تا بالاخره موفق شد لامپ را بسازد.» می‌خواهید بدانید او چه جوابی داد او گفت: «او ادیسون بود.» ادیسون فقط به یک دلیل موفق شد “او خود را باور داشت”.

دانلود کتاب داستان زندگی من: هلن کلر

تاریخ : ۲۷ دی ۱۳۹۴

توضیحات : بیشتر ما انسانها تواناییهایی را که در خود می‌بینیم، ذاتی و خلل‌ناپذیر می‌شماریم؛ به‌گونه‌ای که حتی تصور از دست‌دادن احتمالی این تواناییها را نیز به دشواری به ذهن خود راه می‌دهیم و معمولاً به‌گونه‌ای پوشیده، خود را از افراد فاقد این تواناییها متمایز می‌دانیم. از این‌رو، پیداست آنهایی که باوجود چنین ناتوانیهایی، به درجات والایی از هنر و علم و عمل دست می‌یابند، به‌واقع شایان تکریم هستند. نام «هلن کلر» برای بیشتر افراد، نامی آشناست. این بانوی آمریکایی که از اواخر قرن نوزدهم تا اواسط قرن بیستم می‌زیست (۱۹۶۸ ـ ۱۸۸۰)، یکی از بزرگترین نمونه‌های چیرگی اراده بر ناتوانیهاست. او که ابتدا همچون دیگر کودکان سالم بود، در نوزده ماهگی به دنبال یک بیماری شدید، از دو حس عمده خود یعنی بینایی و شنوایی محروم شد و به تبع آن، قدرت تکلّم خود را نیز از دست داد. ناتوانی او در شناخت محیط و دشواری در برقرارساختن ارتباط با سایرین، او را به کودکی لجوج و بدخُلق تبدیل کرده بود. تا اینکه روزی که هلن‌کلر بعدها آن را بزرگترین روز زندگی خود می‌نامید، فرا رسید. در آن روز، معلم علاقه‌مندش «آن سالیوان»، که با فداکاری و پشتکار خود، درهای امید را به رویش گشود، از راه رسید تا در پیمودن این طریق دشوار یاریش کند.