• دانلود کتابهای الکترونیک مختلف و متنوع با کمترین حجم ممکن
  • قرار گرفتن کتابها در سرور اختصاصی پارس بوک با لینک مستقیم
  • امکان ارسال لینک کتابهای جدید به ایمیل شخصی شما
  • رکورددار تعداد اعضا با بیش از 170 هزار عضو فعال
  • به روز رسانی مداوم سایت با کتابهای جدید ( هر روز یک کتاب جدید )

دانلود رمان فارسی

دانلود کتاب رمان خنده در تاریکی

تاریخ : ۱۴ فروردین ۱۳۹۱

توضیحات : خنده در تاریکی رمان عجیبی ست . نخست از آنجا که نویسنده خلاصه ی رمانش را در همان چند خط اول داستان می آورد . شاید با خود بگویید که این رمان داستان محور نیست . به سبک تمامی رمان های مدرن و پست و مدرن . ولی این تصور اشتباه ست . داستان به شدت سینمایی و داستان محور می باشد . باز ممکن است با خود بگویید که رمان سبکی فوق العاده غنی و البته شاعرانه دارد و فارغ ازتمامی دل واپسی هایش داستان می گوید و همه ی قلب ها را جذب می کند . اما سبک داستان نیز آن طوری نیست که فکر می کنید . ساده است و طنز با شخصیت پردازی هایی محدود و البته قوی . شاید بزرگترین کشش رمان همین سبکش باشد که به تنهایی صفحات بسیاری از رمان را برای خواننده جذاب می کند.

دانلود نمایشنامه من همسر خودم هستم

تاریخ : ۲۱ آذر ۱۳۸۹

توضیحات :  داگ رایت نویسنده ای است که به دریافت انواع جوایز عادت دارد، او که متولد شهر دالاس ایالت تگزاس است، اولین جایزه ادبی خود را در سال ۲۰۰۰ بخاطر “شاه پرها” دریافت کرد و فیلم سینمایی که برپایه
این اثر ساخته شده بود نیز مورد توجه منتقدان قرار گرفت و نامزد سه جایزه اسکار شد. او که در اوایل قرن ۲۱ به استخدام کمپانی برادران وارنر درآمد، گفته است که روزی به صحنه نمایش باز خواهد گشت.

برنده جوایز :

بهترین نمایشنامه، پولیتزر ۲۰۰۴

بهترین نمایشنامه، تونی ۲۰۰۴

بهترین نمایشنامه، میزتحریر نمایش ۲۰۰۴

بهترین نمایشنامه، منتقدان تئاتر ۲۰۰۴

دانلود کتاب جاده جهنم

تاریخ : ۱ مرداد ۱۳۸۹

توضیحات :  رمانی شامل دوازده فصل مستقل اما مرتبط که بدنبال به تصویر کشیدن پیچیدگی های درون انسان است …

دانلود کتاب PDF کیم و گنج گمشده

تاریخ : ۱۱ تیر ۱۳۸۸

توضیحات : این داستان جذاب به قلم ینس ک. هولم نوشته شده و توسط آقای قاسم کیانی در سال ۸۳ ترجمه شده است. در پاراگراف زیر بخشی از این داستان آورده شده… ” در حالی که فانوس به دست داشتم، قبل از دیگران به راه افتادم. راه خیلی باریک بود طوری که مجبور بودیم در یک ستون راه برویم. اریک پشت سر من بود. کاتیا و اسپکس هم بعد از او می‌آمدند. اندکی بعد به فکر افتادم که درروشنایی روز هم می‌توانستیم گنج را بیرون بیاوریم. در آن صورت، کار خیلیآسان‌تر می‌شد. ولی به خاطر نمی‌آوردم در جایی خوانده باشم کسی چنین کاری را در روشنایی روز انجام داده باشد، در حالی که امکان داشت نیمه‌شب، زیر نور فانوس و در محاصره‌ی خطرات مختلف آن را به انجام رساند. اینک در چنینموقعیتی بودیم. فکر می‌کنم همگی احساس می‌کردیم قضیه بسیار جدی است. هر چه بود، فقط یک بازی نبود؛ واقعاً گنجی در زیر زمین چال شده بود که صد قدم ازدر کلبه و چهل و هشت قدم از تنه‌ی شکسته‌ی درخت فاصله داشت. می‌دانم که می‌توانستیم این همه پول را در بانک پس‌انداز کنیم، ولی مطمئنم با من موافقید وقتی صحبت از یک هزار کرون باشد، کار خیلی عاقلانه‌ای نیست.