توضیحات : کتاب حاضر درباره سرگذشت و اقدامات نادرشاه افشار است. این کتاب که در سالهای دور به همت کسروی منتشر شده مشتمل بر سه بخش است. در بخش اول متن کوتاه و روان شده کتاب ‘دره نادری’ اثر محمد مهدی بن محمد نصیر استرآبادی’ به چاپ رسیده است. در بخش دوم متن کوتاه و روان شده ‘سفرنامه شیخ محمد علی حزین لاهیجی’ به قلم مرحوم محمدی ملایری فراهم آمده است. گفتنی است حزین لاهیجی همزمان با سقوط اصفهان در اصفهان بوده و همزمان با حمله نادرشاه به دهلی در آن شهر سکنی داشته است. مسافرتهای او همزمان با سقوط صفویان, هجوم افغانها به ایران, عثمانیها به مغرب ایران, روسها به شمال و سربرآوردن نادرشاه صورت گرفته و ارزش تاریخی زیادی دارد. بخش سوم حاوی متن سخنرانی دکتر لارنس لاکهارت با عنوان ‘نادرشاه, ناپلئون شرق’ است که در نوروز سال ۱۳۱۷ در انجمن پادشاهی آسیای مرکزی لندن ایراد شده و در آن از نادر به عنوان نابغهای نظامی که کارهای بزرگ انجام داده نام برده است. کتاب همچنین با مقدمهای به قلم احمد کسروی همراه است که در آن از تواناییهای نظامی و عملکرد هوشمندانه و متناسب با شرایط زمانی نادر تمجید شده و انتقادهایی که بر عملکرد نادرشاه مطرح شده را وارد ندانسته است و آنها را با توجه به شرایط تاریخی آن عصر, اجتناب ناپذیر دانسته است.
توضیحات : کتاب فهرستی از تاریخ ایران تالیف غلامحسین مقتدر شامل عناوین زیر می باشد: بنیاد شاهنشاهی ایران، سلسله هخامنشیان، سلسله اشکانیان، سلسله ساسانیان، خلفا، سلسله طاهریان – صفاریان-سامانیان، سلسله آل زیار-آل بویه، سلسله غزنویان، سلسله سلجوقیان-اتابکان، سلسله خوارزمشاهیان، سلسله چنگیزیان یا ایلخانان، سلسله های کوچک پس از انقراض ایلخانان، سلسله تیموریان یا گورکانیان، سلسله صفویه، سلسله افشاریه، سلسله زندیه، سلسله قاجاریه، ایران در جنگ جهانی اول، پایان سلطنت قاجاریه و آغاز عصر جدید ایران
توضیحات : تاریخ کشور ایران از ابتدا تا به امروز شامل : ایران پیش از آریاییها – ایلامیان – تاریخ ایران پیش از اسلام – ماد – هخامنشیان – سلوکیان – اشکانیان – ساسانیان – تاریخ ایران پس از اسلام – خلفای راشدین – امویان – عباسیان – ایران در دوران حکومتهای محلی – اهریان – صفاریان – سامانیان – زیاریان – بوییان – غزنویان – سلجوقیان – خوارزمشاهیان – ایران در دوره مغول – ایلخانیان – ایران در دوران ملوکالطوایفی – سربداران – تیموریان – مرعشیان – کیائیان – قراقویونلو – آققویونلو – ایران در دوران حکومتهای ملی – صفوی – افشاریان – زند – قاجار – پهلوی – جمهوری اسلامی
توضیحات : تاریخ علمی است که زندگی کردن را می آموزد زیرا درس زندگی و آموختن آموزه های دیگران است سرگذشت کسانی است که در زمان خود سرآمد روزگار بوده اند و دیده اند و شنیده اند آنچه را که ما در تاریخ میخوانیم. انسانی که همیشه گذشته را پیش روی داشته باشد کمتر به خطا میرود و گذشته یعنی تاریخ. تاریخ درسی است که گذشته را میگوید حال را می نگارد و آینده را گاه پیش بینی میکند. بنابراین آموختن آن امری است که کسی را از آن گریزی نیست. میخوانیم شاهانی را که به گذشته ننگریستند و معدوم شده اند و برعکس آنهایی که تاریخ خوانده اند و عیرت گزفته و عمل کرده اند.
توضیحات : آل بویه از خاندان اصیل ایرانی و شیعی مذهب ساکن منطقه دیلمان ایران بودند که جد آنها ابوشجاعِ بویه پسر فنا خسرو دیلمی است و نسب آنها به بهرامگور ساسانی میرسد. ابوشجاع سه پسر به نامهای علی، حسن و احمد داشت که همراه پدر در دورۀ تسلط حاکمان آل زیار بر طبرستان به خدمت آنها درآمدند و در دورۀ ضعف خلافت عباسی ادعای استقلال کردند. آل بویه در زمره نخستین خاندان های فرمانروایی پس از اسلام است که درباره آنان تاریخ یا تاریخ های خاندانی نگارش یافته و بخش هایی از آن بدست ما رسیده است پیش از این گزارش خاندان هایی مانند طاهریان و صفاریان و سامانیان در لا به لای تاریخهای فراگیرتر از جمله تاریخ های عمومی و احیاناًتاریخ های محلی، همچون اخبار ایلات خراسان ابوالحسن سلامی بازتاب یافت. اما از زمان آل بویه و به ویژه در فرمانروایی معاصرشان، غزنویان، سنت تاریخ نگاری خاندانی یا سلسله ای که بازتابی از همان شیوه خداینامه نویسی پیش از اسلام است، رونق و گسترش یافت. از جمله پژوهش های مستقل در باره آل بویه می توان علاوه بر تاریخ دیالمه و غزنویان عباس پرویز به اثر ارزشمند علی اصغر فقیهی به نام آل بویه، نخستین سلسله قدرتمند شیعه و اثر دیگر همین نویسنده بنام شاهنشاهی عضدالدوله اشاره کرد. افزون بر این آدام متز محقق اروپایی در پژوهش معروف خود به نام تمدن اسلامی در قرن چهارم هجری یا رنسانس اسلامی نیز به فرمانروایی آل بویه و اوضاع فرهنگی و تمدنی روزگار آنان عنایت ویژه ای نشان داده است.
توضیحات : مجموعه چهار جلدی حاضر یک دوره تاریخ ایران از دوران اسطورهای و پیشینه اقوام آریایی تا پایان حکومت قاجاریه است که با مقدمهای در جغرافیای طبیعی و تاریخی ایران و سلسلههای حکومتگر اسطورهای و ادیان و عقاید کهن آریاییها آغاز میشود و به ترتیب با دورههای زمانی و تاریخی ادامه مییابد .مطالب و سرفصلهای این مجموعه عبارتاند از” : جلد نخست : “نظری کوتاه بر جغرافیای ایران باستان – سلسله پیشدادی – کیانیان – دولتهای متشکله پیش از چیره شدن مادها – ایران پیش از تاریخ (انسان غار)، قوم ماد – هخامنشیان – سلوکیها – حکومت پارتها .جلد دوم : ساسانیان – عرب و پیشروی به سوی ایران – ایرانیان در راه کسب استقلال – طاهریان و علویان – صفاریان – سامانیان – دیلمیان یا آل بویه – آل زیار” .جلد سوم : “سلسله غزنویان ‘آل افراسیاب – سلاطین غور – غوریان و خوارزمشاهیان – سلاطین سلجوقی – سلجوقیان مشرق ایران – سلجوقیان مغرب ایران – اسماعیلیان – اتابکان و خوارزمشاهیان – خوارزمشاهیان – چنگیزخان، ایلکانیان، مظفریان – سربداران – اتابکان یزد – اتابکان لرستان – ظهور امیرتیمور و تشکیل سلسله گورکانیان – حکومت ترکمانان – سلسله صفویه” .جلد چهارم : “افشاریه – سلسله زندیه – سلسله قاجاریه – تاریخ دیپلماسی ایران – فهرست اعلام (دودمانها، طوایف و قبایل، ملتها و نژادها) – منابع .همچنین نقشههای سیاسی از دورههای مورد بحث در پایان هر جلد آمده است .
توضیحات : آگاهی دربارهٔ بخارا به روزگار پیش از اسلام اندک است. در عهد باستان، ایرانیان در اطراف رود زرافشان جایگاهها و شهرهایی داشتند. داستان بنای بخارا با افسانه آمیخته است. در بعضی نوشتههای کهن بخارا دیه و جایگاه پادشاهان بوده که گویا افراسیاب آن را بنا کرده است. پس از آن، به صورت شهر درآمد و پادشاهان در فصل زمستان بدین شهر میآمدند. مغان گفتهاند که در بخارا آتشکدهای برپا بود و گویا گور افراسیاب به دروازهٔ معبد بر در شهر بخارا بوده است. وجود اشیائی از عصر مفرغ، نشانهای بر وجود زیستگاههایی در بخارا طی هزارهٔ دوم پیش از میلاد است. نام واحهٔ بخارا در کتیبهٔ داریوش در بیستون، «تاریخ» هرودت و نیز در اوستا نیامده است. میتوان چنین تصور کرد که بخارا در روزگار هخامنشیان جزو ساتراپنشین سغدیانا (سغد) بوده است. در سال ۳۳۰ ق.م. در تصرف اسکندر مقدونی درآمد. بعد جزء دولت یونانی باختری گردید. در سدهٔ ششم م. ترکها آن را متصرف شدند و در سدهٔ هفتم چینیها. در سال ۷۰۵ م. اعراب آن را تصرف کردند و تا سدهٔ نهم در تصرف خلفای اموی و عباسی بود.بخارا از بزرگترین شهرهای ماوراءالنهر و یکی از کانونهای دانش و ادب ایران پس از اسلام است. در ۱۰۰۰ م. در تصرف سامانیان درآمد و پایتخت سامانیان بود. در ۱۰۲۷ سلجوقیان آن را تصرف نمودند. در ۱۲۱۹ توسط چنگیز فتح و ویران شد و در ۱۳۸۳ در تصرف تیمور لنگ درآمد. بعد در ۱۵۰۵ در تصرف ازبکان (شیبانیان) و بالاخره در ۱۶۰۰ م. در تصرف استراخان و جانشینان او که نیز از نژاد ازبکاند درآمد و باز بتصرف ایران درآمد و در دوران قاجار روسها بتصرف آن دست زدند. پس از آن اگرچه در تصرف خانات بخارا بود ولی در حقیقت جزیی از خاک روسیه محسوب میگردید.