توضیحات : ربات هایی که زاد و ولد می کنند و فرزندانشان به آن ها کمک می کنند. نظریه تولید مثل در ربات ها به تفاسیر مختلف در گوشه وکنار سیستم های علمی جهان در حال رشد می باشد. در این کتاب سعی شده همراه با اشاره به قسمتی از کلیات این نظریه یک مثال از رده ی پایین این نمونه خودتکثیری رباتیک را برای خواننده توضیح دهد. در نسخه کامل این کتاب در ۲۰۰ صفحه به تمام رده های این رباتها تا پیشرفته ترین حالت پرداخته شده است که در صورت استقبال محققین انتشار می یابد.
توضیحات : روابط ایران و افغانستان بر مبنای مشترکات بسیاری که درتاریخ، فرهنگ و دین داشتهاست استوار بودهاست. در سالهای قبل از انقلاب ایران روابط نسبتا آرامی بین دو کشور برقرار بودهاست و شاههای دو کشور روابط دوستانهای با یکدیگر داشتهاند. با وقوع انقلاب هفت بهمن ۵۷ در افغانستان حکومت پهلوی گرچه به سختی دولت کمونیستی افغانستان را به رسمیت شناخت اما روابط خود را تا سطح کاردار تنزل داده بود. از سویی باوقوع انقلاب ۲۲ بهمن ۵۷ در ایران، باعث ضعف روابط بین دو کشور گردید. مردم افغانستان دولت جدید افغانستان را کمونیستی و کافر میخواندند و از سویی آیت الله خمینی رهبرانقلاب ایران انقلاب خویش را اسلامی میخواند و این باعث محبوبیت انقلاب اسلامی ایران در افغانستان گردید. ایران از اولین کشورهایی بود که تجاوز به افغانستان و حضور نیروهای نظامی شوروی را محکوم کرد.
توضیحات : آیریش داستان نویس امریکایی در سال ۱۹۰۳ بدنیا آمد. وی دارای داستانهایی چون کابوس،پسرکی در تعقیب طبهکار،عروس سیاهپوش،پنجره رو به حیاط ،پری دریائی میسیسیپی و نردبان خطر میباشد. این نویسنده در سال ۱۹۶۸ درگذشت. برخی از آثار آیریش توسط فیلم سازان بزرگ دنیا به روی صحنه رفته اند. تروفودر ۱۹۶۷ مصاحبهای با آلفرد هیچکاک انجام داد و آن را به صورت کتاب منتشر کرد و در آن احترام عمیقش را به هیچکاک نشان داد. در ادامه همین دلبستگی بود که تروفو دو فیلم بعدی خود را مستقیماً با الهام از هیچکاک ساخت: “عروس سیاه پوش” به سال ۱۹۶۷، که افسانهای تعلیقدار از انتقام است که در آن ژان مورو پنج مرد را، که در قتل تصادفی شوهرش در شب عروسی دست داشتند، تعقیب میکند و با بیرحمی آنها را میکشد. این فیلم اقتباسی از رمان ویلیام آیریش است. هیچکاک “پنجره رو به حیاط ” آیریش را به سال ۱۹۵۴ به فیلم تبدیل کرد. “عروس سیاهپوش” یک الگوبرداری دقیق و کتابی است از آثار هیچکاک و فیلم دوم، “پری دریائی میسیسیپی” به سال ۱۹۶۹، نیز از رمان ویلیام آیریش اقتباس شده است. تروفو این فیلم را به ژان رنوار تقدیم کرده و در آن اشارههایی به فیلمهای رنوار دارد.
توضیحات : زمان، گرانبهاترین دارایی انسان است که به سرعت هزینه میشود. هر ثانیهای که در کارهای منفی و بیثمر میگذرانید، در واقع تلف کردن عمر گرانبها و برگشتناپذیر شماست. پس هر موقع احساس کردید که در شرایط، موقعیت یا مجلسی هستید که دارید وقتتان را تلف میکنید، شرایط را عوض کنید و به کارهای مهمی که پیشبینی و لیست کردهاید، بپردازید. در این کتاب ۳۰ روش ساده و در عین حال کارآمد برای ارتقاء کیفیت زندگی بیان شده است. البته بدیهی است که صرفا با مطالعه این کتاب هیچ تغییری در کیفیت زندگی خواننده رخ نخواهد داد. بلکه برای اثرگذاری این کتاب در زندگی، باید ضمن مطالعه آن، در خصوص انجام توصیه های آن نیز متعهد بود.
توضیحات : مولف در این کتاب, که نوعی داستان تاریخی است, سرگذشت و فتوحات اسکندر مقدونی را بر اساس اطلاعات و منابع تاریخی روایت کرده است. مترجم کتاب در این باره میگوید: ‘هارولد لب در این مسافرتها از مطالعات تاریخی در ممالک خاورمیانه باز نایستاد و از آن جمله خط سیر اسکندر را از مسقط الراسش که مقدونی باشد تا حدود هندوستان شخصا گشت…. پس در کتاب اسکندر مطالعات با مشاهدات توام است….’. نویسنده نیز خاطرنشان میکند: ‘ کوشش من در این شرح زندگانی اسکندر به منظور اعادهی تعادل در تاریخ است… بر من معلوم شد که دین و فرهنگ غایی ایران در نقش اسکندر… تاثیر قاطعی داشته. تصور میکنم ایران بود که اسکندر با تمدن خود تسخیر کرد و نقشههای او را برای بعد الهام نمود. فرسودگی و ماندگی اسکندر سبب مرگ او شد. دولت جهانی او که طرح آن را ریخته بود از بین رفت و جانشینانش گرفتار اختلاف گشتند.
توضیحات : طگوگول بنیانگذار سبک رئالیسم انتقادی در ادبیات روسی و یکی از بزرگترین طنزپردازان جهان است. وی در ۱۸۲۹ منظومهٔ هانس کوشِلگارتِن را به چاپ رساند. این کتاب با موفقیتی روبهرو نشد و تقریباً تمام نسخههای آن را خود گوگول خرید و آتش زد. این ناکامی، نویسندهٔ نوپا را نسبت به ادبیات دلسرد کرد، ولی سرخوردگی او طولانی نبود. در سالهای ۱۸۳۱-۱۸۳۲ داستانهای منثور شبهایی در قصبهٔ نزدیک دیانکا منتشر شد و تحسین الکساندر پوشکین را برانگیخت. رمانتیسم این داستانها در مضمونهای افسانهای و قصهوار آنها و نیز در به تصویر کشیدن زندگی خوش و بیغم مردم نمود مییافت. این اثر گویای عشق و علاقهٔ نویسنده به زادگاهش، اوکراین، و مردم آن است و در آن هنوز از خندهٔ تلخ و آمیخته به گریه که در مجموعهٔ بعدی داستانهای او با عنوان میرگورود (۱۸۳۵) احساس میشود خبری نیست. گوگول در میرگورود به نمایش زندگی پیشپاافتاده و مبتذل مردم عامی روی آورد. این نخستین بار بود که در ادبیات روس نیروی هولناک زندگیِ فاقد معنویت نمایان میشد و ریشههای اجتماعی آن آشکار میگشت. گوگول از سال ۱۸۳۵ تا ۱۸۴۲ مشغول نگارش مجموعهٔ داستانهای پترزبورگی (شامل داستانهای دماغ، پرتره، کالسکه، بلوار نفسکی، یادداشتهای یک دیوانه و شنل) بود که در آنها استادیِ نویسنده در قلمروهای جدیدی جلوه مییافت: گوگول در این داستانها در مقام روایتگر شهرها رخ مینماید که عمق تضادهای اجتماعی موجود در شهر را به چشم دیده و دریافته است.
توضیحات : ملا نصرالدین شخصیتی داستانی و بذلهگو در فرهنگهای عامیانه ایرانی، افغانی، ترکیهای، عربی، کردی، قفقازی، هندی، پاکستانی و بوسنی است که در یونان هم محبوبیت زیادی دارد و در بلغارستان هم شناختهشده است. ملا نصرالدین در ایران و افغانستان بیش از هر جای دیگر بعنوان یک شحصیت بذله گو، اما نمادین محبوبیت دارد. درباره وی داستانهای لطیفهآمیز فراوانی نقل میشود. اینکه وی شخصی واقعی بوده یا افسانهای مشخص نیست. برخی منابع او را واقعی دانسته و همروزگار با تیمور لنگ یا حاجی بکتاش دانستهاند. در نزدیک آقشهر از توابع قونیه در ترکیه محلی است که با قفلی بزرگ بسته شده و میگویند که قبر ملا نصرالدین است. او را در افغانستان، ایران و جمهوری آذربایجان ملا نصرالدین، در ترکیه هوجا نصرتین (خواجه نصرالدین)، در عربستان جوحا (خواجه) مینامند و در بین کردها به (ملا مشهور) معروف است. مردم عملیات و حرکات عجیب و مضحکی را به او نسبت میدهند و به داستانهای او میخندند. قصههای او از قدیم در شرق رواج داشته و دانسته نیست ریشه آنها از کدام زبان آغاز شده است.
توضیحات : این نوشته ها با توجه به تجربیات علمی نویسنده در مکانها ، پروژه ها و موقعیت های مختلف شغلی و کاری در سطح کشور نگارش شده و در آن سعی شده به مشکلاتی که در حال و آینده باعث قطعی ارتباط ناشی از عملکرد ناصحیح پرسنل شده اشاره شود ، لذا با ارائه راه حل هایی و پیشنهاد هایی سعی در برطرف کردن این مشکلات عدیده که باعث اختلالات شدید شبکه ای نیز میشود خواهیم داشت. امید است با انتقال دانش به یکدیگر در هر زمینه ای باعث پیشرفت و رشد روز افزون علم و فناوری در کشور خویش باشیم.
توضیحات : “بد فورد” نمایشنامه نویس، به سبب کنجکاوی، با فردی به نام “گارو” آشنا میشود. پس از آشنایی پی میبرد که گارو دارای آزمایشگاهی است و کاری علمی میکند. بدفورد به همکاری با گارو میپردازد و آن دو با کمک هم کرهای میسازند و به وسیلهی آن به ماه میروند. در این سفر آنها موجودات غیر عادی و جالبی میبینند، اما در یکی از همین ماجراها بدفورد به تنهایی به زمین باز میگردد. پس از مدتی از سوی گارو که هنوز در کره ماه است پیغامهایی دریافت میکند. گارو درباره ی آن موجودات، اطلاعاتی در اختیار زمین می گذارد. اما آخرین پیغام گارو کامل به زمین نمیرسد و دیگر هیچ خبری از او نمیشود.
توضیحات : این کتاب با استفاده از تخیل نویسنده٬ گرفتاری ها و رنجهای یک خر را بازگو میکند. در ابتدای این داستان که از زبان خر نقل می شود٬ می خوانیم: «من به یک کشاورز بد اخلاق و مغرور تعلق داشتم…اربابم تمام سبزیجات و میوههایی را که در طول هفته رسیده بودند٬ جمع میکرد و دررون سبدهایی بر پشت من گذاشته٬ مرا مجبور به طی کردن مسافت طولانی مینمود …با این وضع، من وقتی با زحمت میتوانستم حرکت کنم؛ این زن بدجنس بر پشت من، روی سبدها مینشست و مجبورم میکرد با همان حال تا بازار «لگل» که یک فرسنگ تا مزرعه فاصله داشت راه بروم. این کار هر بار مرا بیش از حد عصبانی و ناراحت میکرد، ولی از ترس چوب خوردن جرأت بیان آن را نداشتم… .» کتاب «خاطرات یک خر» که در ۱۵ فصل نوشته شده٬ دارای یک ژانر تخیل آمیز است که از این حیث به نظر میرسد قابلیتهای زیادی برای فیلم نامههای انیمیشنی دارد. «بازار روز»٬ «مخفیگاه»٬ «آتش سوزی»٬ «مسابقه الاغها»«سردابها»و «دزدها»از جمله فصول تشکیل دهنده کتاب به شمار میآیند.
توضیحات : دادرسی کیفری در ایران عمری طولانی دارد و در طول اعصار با توجه به احتیاجات، مناسبات و فرهنگ این مرز و بوم، متحول شده است. در روزگاران گذشته، ایران آیین دادرسی کیفری پیشرفتهای داشت و احترام به حقوق طرفین دعوی به صورت دقت در رسیدگی، حق انتخاب وکیل، امکان تجدید نظرخواهی و… همه ناشی از احترام به حقوق شهروندان بود که در آن دوران نهادینه شده بود و ارتباط مستقیم با ارزشهای حاکم بر جامعه ایرانی داشت. هرودوت، گزنفون و بسیاری دیگر از مورخان یونانی بارها از توجه خاص ایرانیان به اجرای قانون و عدالت یاد کردهاند و حتی در مورد ثبات قوانین دادگستری ایران در تورات آمده است: «مگر این قانون ایران است که تغییر ناپذیر باشد؟» بیتردید پیشرفتهای فراوان پارسیان تا حد زیادی مرهون نظام پیشرفته دادرسی بود که در آن روزگار وجود داشت. چنانکه بسیاری از دستاوردهایی که جهان معاصر در زمینه اصول دادرسی کیفری در چند قرن اخیر به آن نائل شده، در ایران باستان وجود داشته است. برای پی بردن به این مقصود، در این نوشتار به بررسی تاریخ دادرسی کیفری در سه دوره هخامنشی، اشکانی و ساسانی میپردازیم. اسناد و مدارک باقی مانده از دورهی ایران باستان در خصوص آیین دادرسی کیفری کامل نمیباشد. مخصوصا از وضعیت دادگستری در دورهی پیشدادیان،کیانیان و حکومت مادها اطلاعات موثقی در دست نمیباشد. برای مثال در مورد دورهی پیشدادیان گفتهاند که چه کسانی بیان میکنند؟ «نخستین دودمان پادشاهان ایرانی را از آن رو پیشدادیان نامیدهاند که در وضع قانون و گسترش عدل و داد پیشقدم بودهاند.»
توضیحات : کسی که می خواهد قصه نویس خوبی شود حتما باید از همان دوران کودکی قصه بخواند و خیلی زیاد هم بخواند. اما این تاکید نباید کسی را به اشتباه بیندازد که مطالعه چنین شخصی تنها باید به قصه محدود شود. موضوع کار قصه نویس انسان و زندگی است. انسان یک موجود چند بعدی است و در مسیر زندگی خود با کل هستی در ارتباط بده و بستان متقابل است. پس نویسنده برای طرح درست ودقیق و کامل انسان در قصه هایش مجبور است به شناختی کامل از هستی، جهان، طبیعت، خود و سایر موجودات دست پیدا کند. او تاریخ و گذشته ای دارد و در این سیر تاریخی شکستها و پیروزیهایی را پشت سر گذاشته، آزمایشها و خطاهایی کرده، خام بوده و پخته شده تا به صورت امروزی در آمده است. پس نویسنده لازم است چیزی از تاریخ زندگی نوع انسان، تاریخ نژاد و کشورش و آداب و رسوم ملت خود بداند. از دیگر سو، انسان تنها بعد مادی و جسمانی ندارد و دارای جنبه ای عمیقتر و پیچیده تر ـ که از آن به بخش روحی ومعنوی یاد می کنند ـ است و باید این جنبه را هم به خوبی شناخته و مطالعاتی نیز در این زمینه داشته باشد. از جمله یک نویسنده باید در زمینه های مذهبی، سیاسی، اجتماعی، روان شناسی و مردم شناسی وغیره مطالعات عمیقی انجام دهد. پس از طی این مراحل او بایدبا دید و زاویه ای جدید به پیرامون خود نگریسته و جنبه های جدیدی از موضوعات را کشف کند. او باید بتواند بر آفت بزرگ «عادت» و «روز مرگی» غلبه کند و هیچ چیز را عادی و معمولی تصور نکند بلکه به هر چیز و هر کس چنان نگاه کند که گویی اولین بار است آن را می بیند. آنگاه است که در میان همین جریانها و پدیده های از نظر دیگران معمولی زندگی، چیزهایی را خواهد دید و کشف خواهد کرد که بقیه متوجه آنها نشده اند.