توضیحات : «مرشد و مارگاریتا» یکی از مهمترین و عجیبترین رمانهای ادبیات روسیه و از برجستهترین آثار ادبی قرن بیستم است که «میخائیل آفاناسیویچ بولگاکف» آن را در فاصله حدود ۱۹۲۸ تا ۱۹۴۰ نوشت؛ یعنی در سالهای حکومت استالین و در فضایی که سانسور و فشار ایدئولوژیک بر نویسندگان شوروی بسیار شدید بود. بولگاکف در زمان حیاتش نتوانست این رمان را منتشر کند و حتی در جریان کار روی آن بارها متن را بازنویسی کرد. نخستین انتشار رمان ۲۶ سال پس از مرگ نویسنده و بهصورت سانسورشده در مجله «مسکو» در سالهای ۱۹۶۶ و ۱۹۶۷ انجام شد. نسخهای از متن کامل نیز در سال ۱۹۶۷ در پاریس منتشر شد و نسخه کاملتری در ۱۹۶۹ در فرانکفورت انتشار یافت؛ نخستین چاپ کامل در خود شوروی سرانجام در ۱۹۷۳ منتشر شد.
داستان در دو جهان اصلی حرکت میکند: مسکوِ شوروی و اورشلیمِ دوران باستان. در بخش مسکو، ورود شیطان یا «ولاند» و گروه عجیب و غریب همراهانش، نظم ظاهراً عقلانی و مادیگرای جامعه را به هم میریزد. ولاند در ظاهر شیطان است، اما نقش او بسیار پیچیدهتر از یک شخصیت شرور معمولی است؛ او در بسیاری از موقعیتها بیش از آنکه صرفاً شرارت کند، فساد، ریاکاری، طمع، ترس و دروغ انسانها را آشکار میکند. در میان همراهانش نیز شخصیتهایی مثل «کوروویف»، «آزازلو» و بهخصوص گربه سیاه عظیمالجثهای به نام «بهِموت» قرار دارند که بخش بزرگی از طنز سیاه و جنونآمیز رمان را ایجاد میکنند.
در سوی دیگر داستان، روایت «پونتیوس پیلاطس» و «یشوع» قرار دارد. این بخش صرفاً یک داستان تاریخی مستقل نیست، بلکه با داستان مسکو ارتباط عمیقی پیدا میکند و یکی از مهمترین پرسشهای رمان را مطرح میکند: انسان در برابر حقیقت و وجدان خود تا چه اندازه شجاعت دارد؟ پیلاطس شخصیتی است که مسئله ترس، مسئولیت اخلاقی و ناتوانی در انجام کاری که درست میداند، در او برجسته میشود. به همین دلیل، «ترسویی» در رمان فقط یک ضعف شخصی نیست؛ یکی از گناهان اساسی و ویرانگر انسان است.
توضیحات : «ارثیه بانو بیگم» که با عنوان «پانصد میلیون ثروت» نیز شناخته میشود، یکی از رمانهای علمیتخیلی و اجتماعی ژول ورن، نویسنده نامدار فرانسوی، است که نخستین بار در سال ۱۸۷۹ منتشر شد. این اثر از جمله متفاوتترین آثار ورن به شمار میرود، زیرا بیش از آنکه بر ماجراجوییهای جغرافیایی یا اکتشافات علمی تمرکز داشته باشد، به تقابل اندیشهها، نظامهای سیاسی و پیامدهای استفاده از علم در خدمت صلح یا جنگ میپردازد.
داستان با مرگ زنی هندی به نام بانو بیگم آغاز میشود که ثروتی افسانهای از خود به جا میگذارد. این میراث عظیم میان دو وارث تقسیم میشود: پزشکی انساندوست و صلحطلب فرانسوی و دانشمندی آلمانی با گرایشهای نظامی و توسعهطلبانه. هر یک از این دو وارث، سرمایه خود را صرف ساختن شهری آرمانی میکند؛ یکی شهری بر پایه رفاه، بهداشت، آموزش و زندگی مسالمتآمیز و دیگری شهری صنعتی و نظامی که هدف اصلی آن تولید سلاح و آمادگی برای جنگ است.
ژول ورن از طریق رویارویی این دو شهر، دیدگاه خود را درباره اخلاق، پیشرفت علمی، ملیگرایی افراطی و خطرات نظامیگری بیان میکند. این رمان که در آستانه رقابتهای تسلیحاتی اروپا نوشته شده، بهنوعی پیشبینیکننده برخی تحولات سیاسی و نظامی قرن بیستم نیز به شمار میآید و به همین دلیل علاوه بر ارزش ادبی، از نظر تاریخی و اندیشهورزی نیز اثری قابل توجه محسوب میشود. «ارثیه بانو بیگم» برای علاقهمندان به ادبیات کلاسیک، رمانهای علمیتخیلی اولیه و آثاری که رابطه میان علم، قدرت و مسئولیت اخلاقی را بررسی میکنند، کتابی خواندنی و تاملبرانگیز است.
توضیحات : جمشید صداقت نژاد از خبرنگاران با سابقه است. او در سال 1326 به دنیا آمد و در سال 1392 درگذشت. او در دارالفنون درس خواند و کار خود را به عنوان خبرنگار از مجله تهران مصور آغاز کرد. امشب مادری می میرد یکی از گزارش های کاری اوست که با قلمی شیرین و فضاسازی عالی به صورت داستان ارائه کرده است. کتاب ، داستانی واقعی است که هر روزه در سراسر جهان رخ می دهد. داستان دسیسه و اعتیاد و روسپیگری. دختری در دادگاه به جرم قتل یک زن و مرد بنا به اعتراف خودش محاکمه و محکوم می شود. نویسنده کتاب بعد از دادگاه به عنوان خبرنگار به زندان می رود و سرگذشت او را می شنود و داستان این کتاب حاصل همین مصاحبه است. مصاحبه با دختری عاشق که با عشق می رود و سر از زندان در می آورد.
توضیحات : صحرای تاتارها یا بیابان تاتارها رمانی از دینو بوتزاتی نویسنده سرشناس ایتالیایی است. این رمان در سال ۱۹۴۰ به چاپ رسیدهاست و تاکنون بارها به فارسی ترجمه و چاپ شدهاست. داستان درباره یک پادگان مرزی در نزدیکی صحرایی که در آنسویش قبایل تاتار همسایه قرار دارند است. سالهاست که همه افسران و سربازان منتظر حمله تاتارها هستند؛ افسرانی که عمر، جوانی و سلامتیشان را در این بیابانهای سوزان به هدر دادهاند به امید روزی که در میدان نبرد شجاعت و لیاقت خود را نشان دهند. اما عمر همه چه زود میگذرد. این کتاب بسیار معروف شد و از روی آن فیلم بسیار معروفی به همیننام ساختند که چندینبار از صدا و سیمای ایران پخش شدهاست. صحنههای مربوط به پادگان و تمرینات سوارکاری سربازان رو در ارگ بم در ایران فیلمبرداری کردهاند.
توضیحات : کتاب هزار و یک شب یکی از زیباترین کتب اساطیری جهان است. نام اصلی آن «الف» لیله و لیله است. این کتاب دارای داستانهای متنوعی است که در عالم خیال ما اتفاق میافتد. غولهایی که به آسمان پرواز میکنند و جن و پریانی که با انسانها زندگی میکنند. قصرهایی که روی صخره های محکم و بلند بنا شده است و کنیزانی که به وصال پادشاه رسیده اند و زندگی آنان عوض شده است.
کتاب هزار و یک شب در اصل به زبان عربی نوشته شد و در سال ۱۲۵۹ ه ق به فارسی ترجمه شده است. این کتاب شامل افسانه هایی است که آموزش خاصی در ارتباط با راه و رسم زندگی دارد و به همین دلیل در ادبیات شرق و غرب معروف شده و تاثیر گذار است. اصل این داستان را گروهی ایرانی و عده ای هندی می دانند. واقعیت این است که این کتاب شامل داستانهایی از مردم شرق هند، ایران، مصر، سوریه و عراق است. این داستان بسیار شبیه به داستان «هزار افسانه» است که در عهد هخامنشی نوشته شده است.
زمان نوشتن کتاب مشخص نیست ولی اولین گردآوری آن در زمان خلفای عباسی قبل از قرن پانزدهم میلادی صورت گرفته است. ایران، مهد تاریخ و فرهنگ نه تنها سرچشمه پیشرفت ها و دستاوردهای بسیاری از تمدنهای بشری است بلکه گنجینه ای ارزشمند و گران بها نیز هست. اگر عاقلانه از آن استفاده شود میتواند پایه ای محکم برای آینده روشن این سرزمین باشد.
توضیحات : مهرههای الاغ داستان یک الاغ ایرانی، با تصاویر رنگی در سال 1938 است. داستان از آنا راتزبرگر و تصویرگری هنرمند مشهور، کورت ویز، داستانی جذاب درباره یک پسر ایرانی و الاغش در ایران میباشد
توضیحات : چرا این مقدمه را فقط برای نویسندگان واقعی می نویسم ..؟
بازار کتاب راکد است و در این رکود عوامل بسیاری دخالت دارند که از آنجمله است کم کاری نویسندگان واقعی … در واقع من کتابی را که در دست دارید به این خاطر ننوشتم که صاحب اثری باشم و یا بخواهم سری میان سرها در بیاورم، بلکه از آن جهت چنین اقدامی کردم که نویسندگان واقعی و ادیب و سخن سنج بخود بیایند و )گرچه جسارت است ولی) متوجه بشوند که اگر همینطور در پیله سکوت باقی بمانند و آثار خود را در اختیار مشتاقان قرار ندهند، دور بدست افرادی چون حقیر می افتد و در نتیجه از چپ و راست کتابهائی انتشار می یابد که لابد چیزی هم بر سرمایه ادب فارسی نمی افزاید …
حال خود دانید و بس. اگر حق است که من نیز خود را کتاب نویس بدانم و در کوی و برزن جار و جنجال راه بیندازم که هیچ، و گرنه، برای از میدان بدر کردن همچون من و ما راه دیگری بجز نوشتن و منتشر کردن آثار ارزنده نمی تواند باشد.
و باشد که این اعتراف خالصانه، در دل اهل ادب موثر افتد و مشتاقان آثار خوب ادبی نیز از این رهگذر طرفی ببندند!
با عرض پوزش
توضیحات : کتاب «یک داستان نفرتانگیز» اثر فئودور داستایوفسکی نخستین بار در سال ۱۸۶۲ منتشر شد که در انگلیسی با نامهایی چون A Nasty Story یا An Unpleasant Predicament ترجمه شده است. این اثر داستانی کوتاه اما پرمعناست که جنبهای طنزآلود و انتقادی از جامعه روسیه قرن نوزدهم را به نمایش میگذارد.
روایت حول شخصیت ایوان ایلیچ پرالنیکوف، یکی از مقامات عالیرتبه و فردی متکبر و خودشیفته، میچرخد. او تصور میکند میتواند با رفتاری پر از «انساندوستی» و «مساوات» نشان دهد که به طبقات پایینتر جامعه نزدیک است. برای اثبات این دیدگاه، بهطور ناگهانی تصمیم میگیرد در مراسم عروسی یکی از زیردستانش حاضر شود، اما حضور او در این جشن کوچک و صمیمی به جای ایجاد صمیمیت و نزدیکی، به هرجومرج، تحقیر و تنش تبدیل میشود.
طنز تلخ داستان در همین تضاد آشکار است؛ جایی که نیت نمایشی او برای برابریطلبی در عمل، پوچی و ریاکاری اشراف و مقامات را برملا میسازد. داستایوفسکی در این داستان، با نگاهی تند و طعنهآمیز، تناقضهای جامعه روسیه، شکاف میان طبقات اجتماعی، و خودفریبی کسانی را که ادعای اخلاق و انساندوستی دارند، به تصویر میکشد.
«یک داستان نفرتانگیز» هرچند نسبت به رمانهای بزرگ داستایوفسکی مثل «جنایت و مکافات» یا «برادران کارامازوف» کوتاهتر و کمحجمتر است، اما از نظر روانشناسی شخصیتها، رگههای طنز تلخ و نگاه نقادانه اجتماعی همان عمق و پیچیدگی آثار مهم او را دارد و به همین دلیل جایگاهی ویژه در مجموعه داستانهای او پیدا کرده است.
توضیحات : آنچه در نمایش «کلفتها» میبینیم ظاهرا از ماجرایی واقعی گرتهبردرای شده است. جنایت دو خواهر خدمتکار به نام پاپن که بانوی خود را کشته و قطعهقطعه کردهاند. شعر آنار خدمتکار ژان کوکتو در پس این داستان جنایی، «ژان ژنه» موضوع مورد علاقهی خود را مییابد و میپرورد. تقابل جامعهی مطرود و محترم در آمیزهای از عشق و نفرت؛ اما چنان که لوسین گلدمن نشانه داده است«اگر چه قشر اجتماعی ژنه از جامعهی محترم طرد شده است اما ژنمه این طردشدگی را به درون انسان سوق میهد.» انسان طرد شده، جامعهی محترم را در وجود خود باز میپرورد و در آن واحد به آن عشق و هم نفرت میورزد. آنچه برای ژنه در ماجرای خواهران پاپن جالب توجه است، همین وجه وجودی و هستیشناسانه طردشدگی است. در واقع ژنه قصه را تطهیر کرده، فقط جوهر آن را نگاه داشته و آن را به صورت یک رمز ارائه کرده است. او تم طردشدگی را در کلفتهای میپروراند. پس ظاهر جنایی نمایش واپس مینشیند و صحنهی نمایش به صحنهای جادویی و قساوتبار برای عریان ساختن دوگانگی انسان فرودست بدل میشود.
توضیحات : رمان پیرمرد و دریا نوشته ارنست همینگوی، یکی از ماندگارترین آثار ادبی قرن بیستم است؛ داستانی موجز اما عمیق که در دل خود حماسهای انسانی از مبارزه، شرافت، تنهایی و امید را روایت میکند. این اثر، روایت زندگی سانتیاگو، یک ماهیگیر پیر کوبایی است که پس از ۸۴ روز ناکامی در صید ماهی، تصمیم میگیرد به دل دریای آزاد بزند و با سرسختی بینظیر، در دل طوفان و خستگی، با یک ماهی مارلین عظیمالجثه وارد نبردی نفسگیر شود؛ نبردی که از محدوده یک مبارزه جسمی فراتر میرود و به تقابل انسان با سرنوشت، طبیعت، پیری و غرور تبدیل میشود.
همینگوی با نثری ساده، روان و در عین حال عمیق، جهانی را خلق میکند که در آن سکوت، آب، نور، خون و باد، همگی نقش دارند. سانتیاگو، شخصیتی است که در اوج شکست، کرامت انسانیاش را حفظ میکند؛ او به دنیا ثابت میکند که ممکن است انسان را شکست داد، اما نمیتوان او را درهم شکست. پیرمرد و دریا فقط داستان صید یک ماهی نیست، بلکه حدیث ایستادگی روح انسان در برابر جریان بیرحم زندگی است.
این رمان، که برای همینگوی جایزه پولیتزر را در سال ۱۹۵۳ و بعدها جایزه نوبل ادبیات را در ۱۹۵۴ به ارمغان آورد، نمونهای درخشان از هنر «کوه یخی» در نوشتار است؛ سبک خاصی که در آن نویسنده تنها بخشی از واقعیت را آشکار میکند و عمق معانی را در زیر سطح روایت پنهان میسازد. پیرمرد و دریا کتابی است که خواننده را در چند صفحه، به سفری درونی میبرد که تا مدتها در ذهن و قلبش باقی میماند.
توضیحات : اکنون مجموعه ی «چگونه جنگها پایان مییابند» که فصل نبرد برلن از کتاب من «چهل و پنجمین سال» نیز جزو آنست به خوانندگان عرضه میگردد و میخواهم یک نکته را نیز خاطرنشان سازم. مولفین یادداشتها و رپورتاژها و سایر مطالب این مجموعه نه تنها نویسندگان معروف شوروی هستند، نه فقط شاهد و گواه این وقایع بوده اند. اینها کسانی هستند که راه دشوار جنگ را از نخستین تا آخرین کیلومتر همچون سربازانی شجاع بهمراه ارتش پیموده اند.
این مجموعه کتابیست در باره ی آخرین ماهها و روزهای جنگ با اشغالگران آلمانی. آن دوران در خاطره ی بسیاری از مردمان باقیست. زیرا آن روزگار روزهای آزادی کامل ملتهای اروپا از بردگی فاشیستی بود. مبارزه ی طولانی و شدید مردم شوروی که سنگینی اساسی بار جنگ با آلمان هیتلری را بدوش کشیدند با پیروزی کامل پایان یافت. دشمن بکلی قلع و قمع شد و آلمان فاشیستی قرارداد تسلیم بدون قید و شرط را در ماه مه ۱۹۴۵ امضا کرد، جنگ در اروپا پایان یافت. مجموعه ی «چگونه جنگها پایان مییابند» این جذابیت و گیرندگی پیروزی را بیان مینماید و نشان میدهد که مردم شوروی با چه جانبازی و فداکاری و قهرمانی برای بدست آوردن پیروزی پیکار میکردند.
توضیحات : این مجموعه که شامل بیست داستان کوتاه میباشد، منتخبی از آثار نویسنده است که در سالهای ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۵ نوشته شدهاند. داستانهایی که از لحاظ تعداد کلمات میتوان آنها را «فلش فیکشن» محسوب کرد هرچند بسیاری از آثار مجموعه، از تکنیکهای رایج این گونه داستانی پیروی نمی کنند؛ مثلا در بسیاری از داستانها ما با ضربه ی پایانی روبرو نیستیم (به جز استثناهایی نظیر «مجلس شاهنامه خوانی» و «از تایلند متنفرم» که در آنها هم توئیست پایانی، مرکز ثقل اثر نیست) یا برخلاف سنت فلش فیکشن ها، شاهد تعدد لوکیشن، زمان و شخصیت در بسیاری از داستانها هستیم.
اما از طرف دیگر در اکثر داستانها نه به شیوه ی داستان مدرن امروز، با شخصیت پردازیهایی عمیق روبروییم و نه بررسی روان شناختی روابط انسانی. داستانها تنها تکه ای از پازل را در اختیار ما قرار می دهند و بعد ما را در خلاً رها می کنند تا ادامه تصویر و روایت را خودمان در ذهن بسازیم. نویسنده به شیوه ی نویسندگان پست مدرن نمی خواهد روایت و تاویل خود از آثار را به ما تحمیل کند و تنها بسنده می کند به نمایش سکانسی خلاقانه از ماجرایی غریب که نه تنها شخصیتهایش به سرانجام نمی رسند بلکه حتی مخاطب نم یداند که با کلیدهایی که دارد قرار است کدام قفلها را باز کند.