توضیحات : کتاب «قدرت ذهن ناخودآگاه» نوشتهی ژوزف مورفی یکی از مشهورترین آثار در زمینهی روانشناسی موفقیت و خودیاری است که نخستین بار در دههی ۱۹۶۰ منتشر شد و تا امروز بارها تجدید چاپ شده و به زبانهای مختلف، از جمله فارسی، ترجمه گردیده است. مورفی که یک فیلسوف و کشیش اهل ایرلند بود، باور داشت ذهن ناخودآگاه نقشی تعیینکننده در شکلگیری زندگی انسان دارد. او در این کتاب توضیح میدهد که چگونه افکار، باورها و تصاویری که در ناخودآگاه ذخیره میشوند، مستقیماً بر سلامت جسم، روابط، وضعیت مالی و حتی احساس خوشبختی افراد اثر میگذارند. به اعتقاد او، با برنامهریزی ذهن ناخودآگاه از طریق تلقین مثبت، تصویرسازی ذهنی و تکرار عبارات تاکیدی میتوان موانع روانی را از میان برداشت و شرایط دلخواه زندگی را خلق کرد.
ساختار کتاب شامل مجموعهای از مثالهای واقعی و داستانهای الهامبخش است که مورفی آنها را برای نشان دادن کاربرد عملی نظریههایش آورده است. او بارها تاکید میکند که ذهن ناخودآگاه تفاوتی بین واقعیت و تخیل قائل نمیشود، و بنابراین هر فکری که بارها و با ایمان تکرار شود، دیر یا زود در زندگی بیرونی فرد نمود پیدا میکند. این اثر گرچه از دیدگاه علمی امروز بهطور کامل تایید نمیشود، اما همچنان بهعنوان یکی از متون تاثیرگذار در ادبیات انگیزشی و توسعهی فردی محبوبیت دارد و در کنار آثاری مثل «بیندیشید و ثروتمند شوید» ناپلئون هیل یا «قدرت تفکر مثبت» نورمن وینسنت پیل جایگاه ویژهای در میان خوانندگان علاقهمند به خودسازی و موفقیت شخصی پیدا کرده است.
توضیحات : حضور ذهن چنانچه کبات زین می گوید به معنی توجه کردن به طریق خاص، معطوف به هدف، در زمان حال و بدون داوری است. در حضور ذهن فرد می آموزد که در هر لحظه از حالت ذهنی خود آگاهی داشته و توجه خود را به شیوه های مختلف ذهنی خود متمرکز نماید. حضور ذهن ابتدا در دانشگاه ماساچوست توسط جان کبات زین به کار گرفته شد. وی در کلینیک کاهش استرس خود، به شرکت کنندگان تمرین آرامش ذهنی همراه با حضور ذهن می داد. این کوشش ها به شکل گرفتن مدل حضور ذهن مبتنی بر کاهش استرس انجامید. قبل از اینکه ذهن آگاهی در ما اتفاق بیافتد، ما از قبل شرطی شده ایم که دربرابر رویدادها و اتفاقات زندگی چه واکنشی از خود نشان دهیم ولی، بعد از اینکه ذهن آگاهی در ما اتفاق افتاد، بیدارتر و هوشیارتر می شویم و حواسمان نسبت به اتفاقات جاری و اکنون زندگی جمع تر است و واکنش و پاسخ هایمان به تحریکات و اتفاقات زندگی خردمندانه تر و مؤثرتر خواهد بود و آرامش و اطمینان قلبی بیشتری خواهیم داشت.