توضیحات : «قول» عنوان فرعی یی هم دارد با نام «فاتحه یی بر رمان پلیسی» که بسیار تامل برانگیز است. فصل ابتدایی رمان قول در حکم مقدمه یی است بر ایدئولوژی و انگاره هایی که قرار است در رمان پیش کشیده شوند و پس از آن تمام رمان در پی اثبات فصل اول و به کرسی نشاندن عنوان فرعی اثر است. یک نویسنده داستان های پلیسی به صورتی کاملاً تصادفی به رئیس بازنشسته پلیس ایالتی زوریخ برمی خورد و رئیس پلیس سابق شروع می کند به خرده گیری از آثار پلیسی و آنها را «اتلاف وقت» می خواند.و اثبات این نوع نگاه، روایت ماجرایی است که داستان اصلی رمان قول را شامل می شود. ماتئی از بازرسان پلیس ایالتی در شرایطی که موفقیت کاری بزرگی در اردن انتظارش را می کشد، با قتل دختربچه یی مواجه می شود که زندگی اش را دگرگون می کند. ماتئی مرد عمل و بهترین جرم شناس در میان همکارانش است. وقتی او در قبال قولی که به مادر دختربچه داده است متوجه می شود پیرمرد دوره گردی که همه او را به عنوان قاتل می شناختند و خودش را حلق آویز کرده، قاتل گریتلی موزر، دختربچه مقتول نیست، برای اثبات نظرش پا به میدان می گذارد. او به مانند همه کارآگاهان همیشه پیروز رمان های پلیسی تمام ابعاد جنایت را می سنجد و دست به اقدام مخاطره آمیزی می زند. در فرودگاه از سفر به اردن چشم پوشی می کند و روزها را در پی یافتن سرنخی از قاتل پشت سر می گذارد.
توضیحات : این رمان، در زمان انتشارش، از دو منظر قابل توجه بود؛ نخست اینکه کریستی، بعد از مدتها، به سوی روایت اول شخص، باز میگردد و داستان ماجراجوییهای هرکول پوآرو را بدین گونه روایت میکند. دلیل دوم این است که پوآرو در این اثر، هیچگاه به صحنه جرم نمیآید و با شاهدان ماجرا برخوردی ندارد. وی معتقد است این معما، به گونهای است که تنها باید با تفکر بدان پاسخ داد. داستان این کتاب از جایی آغاز میشود که یکی از شخصیتهای اصلی داستان، به نام شیلا، با جسدی روبهرو میشود و از ترس به خیابان فرار میکند. در همانجا است که با مرد جوان غریبهای مواجه میشود و او نقشی کلیدی در تحقیقات بعدی، پیرامون این قتل ایفا میکند. در بخشی از این داستان میخوانیم: «شیلا لبخند کمجانی زد و رفت نزدیک کاناپه. یکباره ایستاد و عقب رفت. مردی کف اتاق افتاده بود. چشمانش نیمهباز و بیفروغ بود. لکه قرمزی روی کت خاکستریاش دیده میشد. شیلا ناخواسته خم شد. دست گذاشت روی گونههای مرد. یخ بود. دستهایش هم همینطور. دست کشید روی لکه کتش و بعد دستش را با وحشت عقب کشید. در همین موقع صدای در حیاط را شنید… در باز شد و زنی مسن و قد بلند آمد تو… شیلا صدای خفهای از خود بیرون داد. چیزی شبیه به خرخر. زن آمد نزدیکتر و با صدای بلند گفت: کسی اینجاست؟ زن آمد کنارش و صدای شیلا برید. بعد جیغ زد: ـ نه، نه. مواظب باش. لگدش کردی… بیا این طرف… مرده.» در این داستان، بیش از بیست شخصیت حضور دارند. با اقتباس از این داستان فیلمی سینمایی نیز ساخته شده که کارگردان اثر، تغییراتی جزیی در متن داستان ایجاد کرده بود.
توضیحات : جنایت در مجتمع مسکونی رمانی جنایی اثر آگاتا کریستی است. این کتاب که از مجموعه داستانهای پوآرو میباشد در تاریخ ۱۵ مارس ۱۹۳۷ در بریتانیا توسط انتشارات کولینز کرایم کلوب و در ژوئن ۱۹۳۷ میلادی در آمریکا توسط انتشارات داد، مید اند کمپانی با نام آینه مردان مرده به چاپ رسیده است. قیمت کتاب در بریتانیا ۷ شلینگ و شش پنسی و در آمریکا ۲ دلار بوده است.
توضیحات : سربازرس «مگره»، درگیر پرونده جنایی عجیبی با گرههای کور بسیار است. در خانوادهای مردی کشته شده است و همسر و خواهرزن وی مظنونین اصلی به شمار میآیند. مگره و کارآگاهانش بارها و بارها از این دو بازجویی کرده و خانه را بررسی میکنند و بالاخره سرنخهایی به دست میآورند. در این خانواده غیرمعمولی، همه با هم دشمن هستند و قصد جان هم را دارند. هیچکس به دیگری اعتماد ندارد، طوری که از خوردن و آشامیدن در منزل هم حراس دارند. در شبی که قتل به وقوع پیوسته بود، خواهرزن به قصد کشتن خواهرش قهوه وی را به سم آغشته کرده بود، اما مقتول به اشتباه آن را آشامیده و در حالی که میخواسته به همسرش شلیک کند، از پای درآمده بود
توضیحات : بانو آگاتا کریستی، نویسنده انگلیسی داستانهای جنایی و ادبیات کارآگاهی بود. او با نام مستعار ماری وستماکوت داستانهای عاشقانه و رومانتیک نیز نوشتهاست، ولی شهرت اصلی او بخاطر ۶۶ رمان جنایی اوست. داستانهای آگاتا کریستی، بخصوص آن دسته که در باره ماجراهای کارآگاه هرکول پوآرو و یا خانم مارپل هستند، نه تنها لقب «ملکه جنایت» را برای او به ارمغان آوردند بلکه وی را بهعنوان یکی از مهمترین و مبتکرترین نویسندگانی که در راه توسعه و تکامل داستانهای جنایی کوشیدهاند نیز معرفی و مطرح نمودند. آگاتا کریستی در کتاب رکوردهای گینس مقام اول در میان پرفروشترین نویسندگان کتاب در تمام دورانها و مقام دوم (بعد از ویلیام شکسپیر)در میان پرفروشترین نویسندگان در هر زمینهای را به خود اختصاص دادهاست. تخمین زده شدهاست که یک میلیارد از کتابهای او به زبان اصلی (انگلیسی) و یک میلیارد دیگر در ترجمههای گوناگون به ۱۰۳ زبان دنیا به فروش رسیدهاست . محبوبیت جهانی کریستی به آن درجهاست که بطور مثال در کشوری چون فرانسه تعداد کتابهایی که از او تا سال ۲۰۰۳ به فروش رسیده بالغ بر۴۰ میلیون جلد بودهاست.
توضیحات : آگاتاکریستی، جنایی نویس نامدار انگلیسی شیفته جهان بی گناه است. او چندین بار به ایران سفر کرده و طی مصاحبه ای گفته من همیشه در کار نوشتن بودم و الان بیش از پنجاه سال است که کتاب های پلیسی می نویسم. این کتاب یکی از آثار ویژه و مورد علافه نویسنده است بطوری که همیشه نویسنده درباره خانه کج میگفت این کتاب یکی از بهترین کارهای من است. خانه کج واقعاً اثری دلپذیر است. خواننده وقتی کتاب را میخواند اصولاً پی می برد که این کتاب با تمام آثاری که با سرعت و عجله فرق می کند.