توضیحات : کتاب «سوگ فرزند» اثری است درباره عمیقترین و دشوارترین تجربه انسانی؛ ازدستدادن فرزند. این کتاب با نگاهی احساسی و تاملبرانگیز، به توصیف مراحل و احساسات سوگ، از ناباوری و خشم تا پذیرش و بازسازی درونی میپردازد. نویسنده با الهام از تجربه شخصی خود، تلاش میکند نشان دهد که هرچند غم ازدستدادن فرزند هرگز پایان نمییابد، اما میتوان در میان تاریکی، نوری از معنا و عشق را دوباره یافت.
این اولین بار است که به طور جدی دست به قلم می شوم و می خواهم به آرزوی دیرینه ام جامه حقیقت بپوشانم. همیشه در رویاهایم نوشتن کتابم را تصور می کردم اما هرگز فکر نمی کردم که نخستین گامم در این مسیر، نوشتن درباره سوگ باشد. سوگ شاید تلخ ترین و سنگین ترین تجربه زندگی یک انسان باشد؛ حسی که همه در برهه ای از زندگی با آن روبه رو می شوند، اما کمتر کسی برایش آماده است.
شاید برای کسانی که من را می شناسند عجیب به نظر برسد که فردی شوخ طبع همچون من حالا از سوگ می نویسد و البته که برای منی که در سوگ به سر می برم، نوشتن از سوگ کار دشواری نخواهد بود؛ و حالا که در میانه اندوه ایستاده ام، نوشتن اما آن ذوق و شوق دیرین را برای من ندارد گرچه حقیقت این است که از دست دادن دخترک پنج ماهه ام در نوشتن این کتاب مهمترین عامل بود که مرا به این مسیر سوق دهد و از سوی دیگر این سوگ نگرش من به زندگی را دگرگون کرد. رفتن او نه تنها دنیایم را تغییر داد، بلکه مرا واداشت تا به سوگ از زاویه ای نو نگاه کنم نه صرفاً به عنوان دردی شخصی، بلکه به عنوان مسیری که بسیاری از ما ناگزیر از پیمودن
توضیحات : روابط عمومی به عنوان یک علم دارای اصول منطقی، نظریه، الگو و معرفت شناسی بوده و از قدرت پیش بینی نتایج و ظرفیت بسیار بالا برای سازماندهی روابط اجتماعی و بهبود عملکرد سازمان های اجتماعی برخوردار است . این توانمندی زمانی قابلیت بروز بیشتری را می یابد که نظام های حاکم بر جامعه از یک نظام باز تبعیت کنند، در این صورت، توان و قدرت عمل روابط عمومی به حداکثر می رسد و به تعالی بخشیدن روابط اجتماعی کمک می نماید. شایسته نیست که ارتباطات مردم با سازمان ها سرد و عارى از مهر و رغبت باشد، ضروری است که با انجام مطالعات و بررسى هاى لازم اساساً معلوم شود که سازمان ها واقعاً به چه رویه و رویکردى براى تعامل با مردم نیاز دارند؟ یکى از عواملى که در سرنوشت هر گروه و فرد اهمیت و ارزش دارد و آنها را براى رسیدن به هدفشان یارى مى دهد، کیفیت رابطه آنها با افراد و مؤسساتى است که با آن سر و کار دارند . بنابراین، نقش عمده روابط عمومى، نزدیک کردن اذهان عمومى به واقعیت در سازمان ها می باشد. توانایى شناخت و اقدام آگاهانه، کاربرد روابط عمومى ر ا افزایش داده و منجر به تحرک و کارایى آنها خواهد شد . بر این اساس، روابط عمومى در حقیقت مى تواند به عنوان واسطه میان نهادها و مردم نقش قابل قبولى ایفا کند. آنها مى توانند، با تنظیم برنامه دقیق به سؤال ها، شک ها و تردیدها پاسخ دهند.