توضیحات : “سفرنامه خراسان و کرمان”، تالیف غلامحسین خان افضل الملک مى باشد که درباره ى سفر وى به خراسان، کرمان، وصف شهرها و دهات مابین راه مى باشد. وى این سفرنامه را به زبان فارسى و در یک جلد نگاشته است. وى در سفرش از تهران به مشهد، از اوصاف دامغان که از کتاب مراصد الاطلاع؛ یعنى خلاصه معجم البلدان یاقوت حموى که به وسیله ى صفى الدین خلاصه شده است، نام مى برد و قسمتى از آن را نقل مىکند. به علاوه از آثار قدیمى دامغان بازدید کرده است و اطلاعات جامع و ذى قیمتى عرضه مى دارد و نوشته هاى محمدحسن خان اعتمادالسلطنه را در کتاب مرآت البلدان چندان مطمئن و درست نمى داند و آنها را نقل قول از دیگران مى داند. از سبزوار و مردمش به خوبى یاد مى کند، چون خود چندى در این شهر مى زیسته و سمت نایب الحکومه ى این شهر را داشته است، تحقیق کاملى در مورد سید هادى علوى و بنى مختار دارد، و از علماى سبزوار به نیکى نام مىبرد که در متن سفرنامه آمده است. نیشابور را نیز به خوبى توصیف نموده و محل شهر قدیمى آن را از اطلاعات دقیقى که داشته و بازدیدى که از محل آن مى کند، آشکار مى سازد که فوق العاده جالب است.
توضیحات : افسردگی چرا؟ وقتی هنوز کتابهای زیادی هست که نخوانده ایم – وقتی راه های زیادی هست که نرفته ایم – وقتی چیزهای زیادی هست که نیاموخته ایم
افسردگی چرا؟ وقتی کارهای زیادی هست که می توانیم انجام دهیم – وقتی کسانی به نیروی عقل و توان بازوی ما نیازمندند –
افسردگی چرا؟ وقتی نیروی عشق در قلب ماست – وقتی دلمان می تپد برا ی کسانی که دوسشان داریم – برای سرزمینی که متعلق به ماست
افسردگی چرا؟ وقتی اندیشه های بزرگ درسر داریم – وقتی آرزویمان جهانی آباد و آرام است –
افسردگی چرا؟ وقتی که می دانیم که تنها نیستیم – وقتی می دانیم کسانی منتظرمان هستند – وقتی می دانیم کسانی چشم امیدشان به ماست
توضیحات : یک روز صبح شنل قرمزی از مادرش خواست که اگر ممکن است به او اجازه دهد تا به دیدن مادر بزرگش برود چون خیلی وقت بود که آنها همدیگر را ندیده بودند . مادرش گفت : فکر خوبی است . سپس آنها یک سبد زیبا از خوراکی درست کردند تا شنل قرمزی آنرا برای مادر بزرگش ببرد. وقتی سبد آماده شد ، دخترک شنل قرمزش را پوشید و مادرش را بوسید و از او خداحافظی کرد . مادرش گفت : عزیزم یکراست خانه مادربرگ برو و وقتت را تلف نکن در ضمن با غریبه ها حرف نزن . در جنگل خطرهای فراوانی وجود دارد. شنل قرمزی گفت : مادرجون ، نگران نباش . من دقت می کنم. اما وقتی در جنگل ، چشم او به گلهای زیبا و دوست داشتنی افتاد ، نصیحتهای مادرش را فراموش کرد . او تعدادی گل چید و به پرواز پروانه ها نگاه کرد و به صدای قورباغه ها گوش داد . شنل قرمزی از این روز گرم تابستانی خیلی لذت می برد و متوجه نزدیک شدن سایه سیاهی که پشت سرش بود ، نشد .
توضیحات : فلسفه به زبان ساده به بررسی موضوعات گوناگون فلسفی می پردازد. به یقین، سبک سلیس و روان آن شوق خواننده را برای مطالعات بیش تر برخواهد انگیخت؛ دقیقا همان کاری که از یک متن مقدماتی انتظار می رود. این کتاب برای هر کسی که می خواهد بداند اساسا فلسفه درباره ی چه موضوعی سخن می گوید، فوق العاده سودمند است. تیچمن و اوانز در این کتاب، که اخیرا بازبینی شده و مطالب آن تفصیل یافته است، شاخه های مختلف فلسفه را آن گونه که در دنیای انگلیسی زبان امروز مورد مطالعه قرار می گیرد، به زبانی ساده معرفی می کنند. مولفان کتاب، قلمرو فلسفه را به شش بخش تقسیم کرده اند: ما بعد الطبیعه، فلسفه ی اخلاق، فلسفه ی سیاست، فلسفه ی علم، فلسفه ی منطق و فلسفه ی زندگی. آنان کتاب را با شرح مختصری درباره ی چیستی فلسفه آغاز می کنند و پس از آن، با ورود به محوری ترین و مهم ترین مسائل فلسفی از آن جمله: مباحث مربوط به ماهیت وجود، معرفت، آزادی، خدا، اخلاق، سیاست، علم و هدف از زندگی انسان، خواننده را راهنمایی می کنند.
توضیحات : این رمان، در زمان انتشارش، از دو منظر قابل توجه بود؛ نخست اینکه کریستی، بعد از مدتها، به سوی روایت اول شخص، باز میگردد و داستان ماجراجوییهای هرکول پوآرو را بدین گونه روایت میکند. دلیل دوم این است که پوآرو در این اثر، هیچگاه به صحنه جرم نمیآید و با شاهدان ماجرا برخوردی ندارد. وی معتقد است این معما، به گونهای است که تنها باید با تفکر بدان پاسخ داد. داستان این کتاب از جایی آغاز میشود که یکی از شخصیتهای اصلی داستان، به نام شیلا، با جسدی روبهرو میشود و از ترس به خیابان فرار میکند. در همانجا است که با مرد جوان غریبهای مواجه میشود و او نقشی کلیدی در تحقیقات بعدی، پیرامون این قتل ایفا میکند. در بخشی از این داستان میخوانیم: «شیلا لبخند کمجانی زد و رفت نزدیک کاناپه. یکباره ایستاد و عقب رفت. مردی کف اتاق افتاده بود. چشمانش نیمهباز و بیفروغ بود. لکه قرمزی روی کت خاکستریاش دیده میشد. شیلا ناخواسته خم شد. دست گذاشت روی گونههای مرد. یخ بود. دستهایش هم همینطور. دست کشید روی لکه کتش و بعد دستش را با وحشت عقب کشید. در همین موقع صدای در حیاط را شنید… در باز شد و زنی مسن و قد بلند آمد تو… شیلا صدای خفهای از خود بیرون داد. چیزی شبیه به خرخر. زن آمد نزدیکتر و با صدای بلند گفت: کسی اینجاست؟ زن آمد کنارش و صدای شیلا برید. بعد جیغ زد: ـ نه، نه. مواظب باش. لگدش کردی… بیا این طرف… مرده.» در این داستان، بیش از بیست شخصیت حضور دارند. با اقتباس از این داستان فیلمی سینمایی نیز ساخته شده که کارگردان اثر، تغییراتی جزیی در متن داستان ایجاد کرده بود.
توضیحات : ماجرا از هتلی متروک در نوادای آریزونا آغاز شد ، هنگامی که تعدادی از شناخته شده ترین سران شبکه های قاچاق قمار و فساد غرب آمریکا تصمیم گرفتند تا برای فرار از مالیات و البته عملیات پولشویی و تبدیل پولهای کثیفشان به سرمایه های قانونی ، بانکی در سوئیس باز کنند . جوفیوری ( طراح این پروژه و یکی از مهمترین افراد این جلسه سری ) برای فراهم شدن مقدمات کار پسرش و دو نفر از بهترین افرادش را( یک مزدور کارچاق کن و یک جعل کننده بسیار ماهر اسناد و اوراق بهادر ) به سوئیس می فرستد . بانک سیسیل و آمریکا ( نام مضحکی که اعضای هیئت مدیره آن به او داده بودند ) برای یافتن جای پایی محکم تصمیم گرفت تا در اولین قدم در یک پروژه بیع متقابل شرکت کند . پروژه ای برای سرمایه گذاری در یک معدن باستانی نقره در ایران . درست در هنگامی که توافقات طرف ایرانی ( از اشراف اصیل ایرانی ) و شرکای والامرتبه !! آمریکا ئیش به اجرا درآمد و با انتقال نقره به دبیو در حقیقت قاچاق آن قیمت نقره دچار تزلزل و بی ثباتی گشت ، پای افراد بسیار مهمتر و شرکت های قدرتمندی که در عرصه اقتصادی این فلز قیمتی فعالیت می کردند به ماجرا باز شد و هریک از آنان به نوبه خود برای بدست آوردن آن معدن نقره باستانی و کنترل مجدد بازار نقره به میدان آمدند و برای فشار آوردن به فیوری و شرکایش آس های خود را رو کردند و…
توضیحات : آنچه در پیش رو دارید گردآوری و ترجمه برخی مباحث و یافته های علمی درباره ماری جوانا، و پیامدهای کوتاه مدت و بلند مدت مصرف آن بر سلامت تن و روان افراد است. آنچه مولف را به تهیه این اثر برانگیخته است گرایش فزاینده افراد به ویژه جوانان به این ماده در سالهای اخیر و در عین حال فقدان منبع معتبر و غیرمغرضانه در مورد این ماده بوده است. مصرف کنندگان تازه کار ماری جوانا هنگامی که متوجه شوند بین برخی اطلاعات منتشر شده توسط نهادهای مرتبط و تجربیان شخصی شان تفاوت وجود دارد ممکن است این طور نتیجه بگیرند که اطلاعات و داده های که در مورد مواد خطرناک تر نیز ارائه می شوند اغراق آمیر و غیر واقعی هستند و به این شکل به این اطلاعات اعتنایی نکنند. از این رو ارائه منبعی تا حد امکان بی طرف عیمقا ضروری است. این کتاب به دنبال تبیین های جامعه شناختی و روان شناختی در باب علت گرایش فزایند افراد به این ماده نیست. به همین شکل، به دنبال تشویق یا تقبیح مصرف کنندگان این مانده نیز نیست. بلکه صرفا تلاش داشته است تا موضوع را از نظر علمی و تا حد ممکن بی طرف مورد بررسی قرار دهد.
توضیحات : در ۲۰ نوامبر ۱۹۵۹ مجمع عمومی سازمان ملل، در چهاردهمین دوره کاری خود، به موجب تصمیم ۱۳۹۶ به شورای اقتصادی و اجتماعی سازمان ماموریت داد، تا درباره اعدام و قوانین مربوط به آن و طرز عمل مطالعه کند. نتایج و آثار ابقا و الغای مجازات اعدام را در زمینه جرم شناسی بررسی کند. مارک آنسل مستشار دیوان کشور فرانسه و مدیر بخش حقوق تطبیقی پاریس، گزارشی را درباره مجازات اعدام مطرح کرد که بعدها در سال ۱۹۶۲ منتشر شد. وی با ارائه ارقام و آمار نتیجه میگیرد که «تمایل جامعه جهانی به سمت الغای مجازات اعدام و جایگزین ساختن آن به وسیله زندان و اقدامات تامینی و تربیتی است». این کتاب گزارشی درباره ی مجازات اعدام در کشورهای اروپایی است که توسط مارک آنسل مستشار دیوان کشور فرانسه و مدیر بخش جزائی موسسه ی حقوق تطبیقی پاریس، تهیه و تنظیم شده و در سال ۱۹۶۲ منتشر شده است.
توضیحات : تاکید اولیه در شیوه نگارش این کتاب بر مختصر و موجز بودن و نیز استفاده از زبانی قابل فهبم تا حد امکان بوده است. این تاکید را، با انتقال پاره ای از مطالب که به شکلی می باید در حوزه مشکلات و مسائل جنسی مورد توجه و لحاظ قرار گیرند به بخش ضمایم و پاورقی ( پی نوشت ها ) دنبال کرده ایم. اما در مورد استفاده از زبان، با توجه به اینکه هدف عمده پرداختن به مسائل جنسی از یک چشم انداز علمی و تجربی بوده، لذا در برخی موارد گریزی از توسل به اصطلاحات خاص و حرفه ای نبوده است. در کتاب حاضر سعی شده است با پرداختن به شایع ترین مشکلات و اختلالات جنسی در یک چشم انداز توصیفی کلی و گذرا، بعضی از روش ها و تمرین های آموزشی و درمانی مربوط به اختلالات شایع جنسی ارائه شود.
توضیحات : دخترک کبریت فروش نام داستان کوتاهی از نویسنده و شاعر بنام دانمارکی، هانس کریستیان آندرسن است که نخست در دسامبر ۱۸۴۵ به چاپ رسید. این داستان دربارهٔ دخترک کبریتفروش فقیری است که در سرمای منجمدکنندهٔ شب سال نو سعی دارد تا کبریتهایش را به مردمی که مشغول خرید هستند بفروشد اما کسی به او توجهی نمیکند و او که در پایان شب یکه و تنها در خیابان باقیمانده است با روشن کردن تکتک کبریتها و دیدن رویاهایش در نور آنها در گوشهٔ خیابان از سرما جان میسپارد.
توضیحات : واژه اسب (Aspa) آفریده نیک که در اوستا آمده است، خود یک واژه، از دوره پیش از تاریخ و به احتمال زیاد مادی(پارتی، اوستایی) است، و در پارسی باستان (asa) بوده و در سانسکریت(acva) آمدهاست. و بسیاری از نامهای اساطیری در متون کهن از این واژه گرفته شدهاست، به مانند: «اسپریس» به معنی میدان اسب دوانی و «اسپست» به منای یونجه که با تلفظی متفاوت به برخی زبانهای دیگر منتقل شدهاست. نام اسب همواره با واژههایی مانند چابکی همراه بودهاست. پیشینیان برای اسبهای خود احترام بسیاری قائل بودند به گونهای که صاحب اسب، نیاکان اسب نژادین خود را تا ۱۲ نسل پشت میدانست و به هنگام مرگ اسبش به شدت غمگین میشدهمچنین اسب را جانوری نجیب نیز میشناسند. ولی در هنگام خشم اسب نزدیکی به او بسیار خطرناک است
توضیحات : مادر فکر می کرد که بدرفتاری و رفتار خشن پسرش حسین به خاطر این است که در کوچه و خیابان با بچه های بد همسایه دوست شده است. او نمی دانست که حسین از زمانی که بچه کوچکی بوده است، همیشه دیده است که پدرش، موقع دعوا کردن، دست روی مادرش بلند کرده و هر وقت خودش یا خواهرش سر و صدا می کرده، پدرش با آنها بدرفتاری کرده است. حسین هم رفتار بد را از پدرش یاد گرفته است. بنابر این حسین خودش هم قربانی بدرفتاری و رفتار خشن پدرش بوده است. الان هم که بزرگ تر شده، عادت کرده که بدرفتاری کند. در واقع رفتار بد پدرش را دارد تکرار می کند.