توضیحات : رمان عاشقانه ویکتوریا با آن که ماجرایش در عصر جدید روی می دهد،تاثیری از شعر شوالیه گری می بخشد. رمان ویکتوریا/کنوت همسون شخصیت های اصلی اثر،دو تن (ویکتوریا و یوهانس) هستند.یوهانس،شاعر و در حقیقت یکی از نسخه بدل های شخص هامسون است.خنیاگری است که بانوی خود ویکتوریا،دختر صاحب قصر را می ستاید.تضاد اجتماعی که بین پسر آسیابان قصر و دختر ارباب وجود دارد از اجزا سنت رمانتیک به شمار می رود.ولی هامسون به موضوع کاملا رفعت می بخشد و از سودا،تصویری فراموش نشدنی می سازد.
توضیحات : بانو آگاتا کریستی، نویسنده انگلیسی داستانهای جنایی و ادبیات کارآگاهی بود. او با نام مستعار ماری وستماکوت داستانهای عاشقانه و رومانتیک نیز نوشتهاست، ولی شهرت اصلی او بخاطر ۶۶ رمان جنایی اوست. داستانهای آگاتا کریستی، بخصوص آن دسته که در باره ماجراهای کارآگاه هرکول پوآرو و یا خانم مارپل هستند، نه تنها لقب «ملکه جنایت» را برای او به ارمغان آوردند بلکه وی را بهعنوان یکی از مهمترین و مبتکرترین نویسندگانی که در راه توسعه و تکامل داستانهای جنایی کوشیدهاند نیز معرفی و مطرح نمودند. آگاتا کریستی در کتاب رکوردهای گینس مقام اول در میان پرفروشترین نویسندگان کتاب در تمام دورانها و مقام دوم (بعد از ویلیام شکسپیر)در میان پرفروشترین نویسندگان در هر زمینهای را به خود اختصاص دادهاست. تخمین زده شدهاست که یک میلیارد از کتابهای او به زبان اصلی (انگلیسی) و یک میلیارد دیگر در ترجمههای گوناگون به ۱۰۳ زبان دنیا به فروش رسیدهاست . محبوبیت جهانی کریستی به آن درجهاست که بطور مثال در کشوری چون فرانسه تعداد کتابهایی که از او تا سال ۲۰۰۳ به فروش رسیده بالغ بر۴۰ میلیون جلد بودهاست.
توضیحات : این کتاب با حمایت مالی اتحادیه اروپا و بنیاد هاینریش بُل در افغانستان منتشر شده است . مسؤولیت انتشار کتاب به عهده بنیاد آرمان شهر است و نشر الکترونیکی بلامانع است . در کتاب ذکر شده استفاده و اقتباس از نوشته های این کتاب با ذکر منبع مجاز است . نسخه ای که برای ترجمه استفاده شده، کتابی است که “ژان اورنچیونی” از پرتغالی به فرانسه برگردانده و در ۱۹۸۴ برای نخستین بار در فرانسه چاپ شده است.
توضیحات : گدازادهای به نام تام کانتی و شاهزادهای به نام ادوارد در یک روز به دنیا میآیند؛ اما تام کودکی عادی نیست و شب و روز خواب پادشاهان را میبیند. روزی ادوارد، او را به قصر میبرد و وقتی با هم آشنامی شوند لباسهایشان را عوض میکنند. بعد شگفتزده میشوند، چون قیافههایشان کاملاً شبیه به هم است. شاهزاده به خانهی فقیرانهی تام میرود و تام در قصر میماند آیا پدر تام، میتواند ادوارد را به گدایی و دزدی وادار کند؟ آیا اینک که پادشاه مرده است، کسی باور خواهد کرد ادوارد پادشاه واقعی است؟
توضیحات : سید محمد علی جمال زاده در سال ۱۳۱۹ کتابی انتشار داد به نام دارالمجانین. یکی از قهرمانان این کتاب دیوانه ای است به نام هدایتعلی خان که در دارالمجانین اسمش را “مسیو” گذاشته بودند. انتشار این کتاب ۴-۵ سال پس از تکثیر بوف کور، در تهران ایجاد بحث و جنجال بسیاری کرد. و با نقل عین قسمتهایی از کتاب بوف کور در دارالمجانین آشکار بود که جمال زاده می خواسته در سلامت عقل و نبوغ صادق خان از خود تردید نشان دهد.شاید جمال زاده اولین کسی بود که آشکارا نویسنده ی نابغه ی بوف کور را در اجتماع مفلوک آن روز ایران دیوانه و اهل تیمارستان نامید و موجب شد از آن بهره برداری های درست و نادرست بسیار شود. داستان در مورد پسرک یتیمی هست که در خانه عموی ثروت مند و خسیسش زندگی می کند و عاشق دختر او بلقیس می شود اما عمو پسر را از خانه می راند . در این بین ماجراهایی اتفاق می افتد که پسر ترجیح می دهد خودش را به دیوانگی بزند تا در دیوانه خانه بستری گردد .
توضیحات : ساده وصمیمی با تخیلی قوی این یک اثرفوق العاده دریک رسانه جمعی مدرن است با یک استفاده درست ازاین رسانه به نظر من جایگاه واقعی این اثر حتا اگرهم چاپ می شد ویا در آینده چاپ هم بشودباز در همین رسانه است کار چاپ آن درست به این می ماند که ما از یک شعر ویا یک مقاله وداستان زیبا که در اینترنت منتشر شده یک نسخه برای خودچاپ کنیم به نظرم جای این کار در همین جاست جایی که در آن متولد شده در اینترنت.
توضیحات : من نویسنده ای فقید هستم اما نه به معنای آدمی که چیزی نوشته و حالا مرده بلکه به معنای آدمی که مرده و حالا دارد می نویسد ” این جمله از صفحه اول کتاب در حقیقت یک خلاصه کامل از داستان کتاب است . براس کوباس بعد از مرگ زندگی نامه خود را نوشته و چون به دنیای زندگان تعلق ندارد به دور از قضاوت های عادی زندگان در مورد خود به قضاوت نشسته است . کتاب مجموعه ای از فصل های کوتاه متوالی است که عناوین بسیار جالب و هنرمندانه ای دارند . براس کوباس فرزند شیطان و مغرور خانواده ای ثروتمند است که هیچ گاه ازدواج نمی کند در آرزوی شهرت است و با زنی که شوهر دارد دوست است . شاید داستان براتون مبتذل باشه اما نحوه روایت و دید نویسنده کتاب را به صورت جذابی درآورده و آن حالت معمول و عامیانه اینگونه داستانها اصلا در کتاب مشاهده نمی شود . ایده داستان نویسی بعد از مرگ هم ایده ی جالبی است. همین طور حالت بسیار عادلانه در قضاوت هایی که در مورد خودش می کند . اما کتاب اصلا آن سبک رمز آمیز و جادویی کتاب های آمریکای لاتین را ندارد پس به امید فضای های رمزآلود به سراغ کتاب نروید.
توضیحات : ناصر زراعتی نویسندهی بیرون، پشت در، در سوئد زندگی میکند. او در تجربههای کمیاب و خاطرات دور نزدیک خود، حسرتها و دغدغههای انسان معاصر را میکاود؛ انسانی که تنهاست، چه در وطن و چه در غربت. اثر حاضر، مجموعهی چهارده داستان کوتاه از اوست. بار اولش بود که به آمستردام میآمد. خبر آمدن ما را گویا از رادیو شنیده بود. دانشگاه را رها کرده بود. میگفت: «روزهی پنج سالهام را شکستم.» در این، مدت، حتی یک سطر هم فارسی نخوانده بود. سفت و سخت چسبیده بود به درس خواندن. با هیچ کس – نه دوست و آشنا، نه خانواده و خویشاوند – مکاتبه نداشت. میگفت: «از همه بریدهام.»
توضیحات : بخشی از مقدمه: انسانِ امروز از موعظه شنیدن گذر کرده؛ زبانِ موعظهگران را با کمال میل در طبقهی سفیهان گذاشته. اما او قدمی به پیش برداشته؟ انسانِ امروز غوطهور در افکارِ فلاسفهی پُست مدرن از وظیفهشناسی دور گشته، قدرتِ چگونه اندیشیدن را از دست داده، اعمال زشتش را زیبا دیده و از خویشتن با ناتوانی خدا ساخته! و من می دانم این از کجا به ما رسید … (به سخن من گوش فرا دهید. خاصه مرا با دیگران اشتباه نگیرید … آیا سخنِ مرا دریافتهاند؟)
توضیحات : هیرو آنا هولیس تک فرزند بارکلی هولیس یکی از ثروتمندان آمریکائی در قرن نوزدهم که با وجود زیبایی خیره کننده اش فاقد ظرافت زنانه است و دارای افکاری بشر دوستانه و ضد نژاد پرستی علیه برده داری ست که باعث پراندن اغلب خواستگاران خود می شود و تنها کسی که به ظاهر دوستش دارد پسرعموی ناتنیش کلیتون میباشد که خواستگاری آنها هم با رفتن عمویش به ماموریت در آفریقا (زنگبار) خود بخود منتفی می شود . هیرو بعد از فوت پدرش در ۲۱ سالگی عازم زنگبار جایی که جادوگر پیر در کودکی به او گفته بوده که سرنوشتش در آنجا رقم می خورد و کاری را در آنجا باید به اتمام برساند ، می شود ولی کشتی آنها دچار طوفان و بادهای موسمی میشود و او به دست دزدان دریایی می افتد ولی او را با احترام بعد از ۱۰ روز به مقصد می رسانند . هیرو دارای احساسات ضد و نقیضی درباره ”اموری فراست“ کاپیتان بدنام و عیاش و ناجی خود می باشد و طی یک سری حوادثی که در شهر بندری برایش اتفاق می افتد و اینکه آن شهر دچار طاعون می شود ، تصمیم برای ماندن و رفتن را برایش سخت می کند ولی …
توضیحات : عمران صلاحی زندگینامه خودنوشتش در معرفی خود چنین میگوید: «نامم عمران است و فامیلم صلاحی. نام کوچکم را عمویم مراد انتخاب کرده است؛ از قرآن و سوره آل عمران. ترکها به من میگویند عیمران و فارسها گاهی با کسره و اکثرا با ضمه صدایم میکنند… هم اسفند ۲۵ در تهران متولد شدهام؛ چهارراه گمرک امیریه. البته نه وسط چهارراه، اگر چه گفتهاند خیرالامور اوسطها. و اما زندگی ادبی و هنری من. قدیمترین شعر و نوشتهای که از خودم پیدا کردهام، تاریخ پنجشنبه ۳۷/۱۱/۳۰ را دارد. برخلاف تصور خواننده، خیلی غمانگیز است.» او سپس به خاطرهی مرگ خواهرش و سرودن اولین شعرهایش برای او اشاره میکند. صلاحی پس از فراغت از تحصیل از دبیرستان وحید (تهران) در سال ۱۳۴۱ به همکاری با روزنامه توفیق پرداخت و همانجا با پرویز شاپور آشنا شد. سال ۱۳۴۷ چاپ اولین شعر نیمایی در مجله «خوشه» به سردبیری احمد شاملو را به همراه داشت. در سال ۱۳۴۹ کتاب «طنزآوران امروز ایران» را با همکاری بیژن اسدیپور منتشر کرد. سپس در سال ۱۳۵۲ به استخدام رادیو درآمد و تا سال ۱۳۷۵ که بازنشسته شد، به این همکاری ادامه داد. او همچنین سالها همکار شورای عالی ویرایش سازمان صداوسیما بود. «طنزآوران امروز ایران»، «گریه در آب»، «قطاری در مه»، «ایستگاه بین راه»، «پنجرهدن داش گلیر و آینا کیمی» (به زبان ترکی)، «حالا حکایت ماست»، «رؤیاهای مرد نیلوفری»، «شاید باور نکنید»، «یک لب و هزار خنده»، «آی نسیم سحری»، «ناگاه یک نگاه»، «ملانصرالدین»، «باران پنهان»، «از گلستان من ببر ورقی»، «هزار و یک آیینه»، «گزینهی اشعار» و «مرا به نام کوچکم صدا بزن» (گزینهی شعرها) از جمله آثار منتشر شدهی این شاعر طنزپرداز هستند.
توضیحات : در فرهنگ عمومی، رابین هود نماد حقطلبی، ستیز با ستم و بخشش داراییهای ستمکاران به مردم نیازمند و دردمند است. تا کنون فیلمهای پویانمایی و کارتونی بسیاری از این داستان توسط ژاپنیها و یا انگلیسیها ساخته شده که در بعضی از آنها شخصیتهای داستان به صورت حیوانات طراحی شدهاند. مثلاً رابین هود به صورت یک گربه نمابش داده میشود. ماجرای رابین هود، قصه دزدان معروف جنگل شروود در نزدیکی شهر ناتینگهام است. پس از اینکه شاه ریچارد شیردل، رهسپار جنگ میشود برادرش جان تخت شاهی را غصب میکند و مالیاتهای سنگینی را برای مردم مقرر میکند. ریچارد شیردل در این فاصله به اسارت پادشاه اتریش در میآید. رابینهود که یکی از تیراندازان زبردست است از دادن مالیات سر باز میزند و به جنگل شروود پناه میبرد. او به همراه همدستانش داراییهای ثروتنمدان را میدزدند و میان تهیدستان تقسیم میکنند. پس از بازگشت ریچارد شیردل به انگلستان، وی موفق میشود قدرت را با کمک رابینهود از چنگ برادرش بهدر آورد.